تبليغاتX
عشق یعنی سوختن و ساختن

عشق یعنی سوختن و ساختن

 

                             

 

به وبلاگ نریمان شیوندی خوش آمدید

                      

                                                  

کی باور میکنه که من با یه نگاه عاشق شدم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 21:27  توسط نریمان  | 

خودکشی.....!

مگر خدا در دنیا بنده هایش را آزمایش نمی کند؟؟؟

پس چرا دلیل خودکشی را مشکلاتتنان می دانید؟؟؟

با اینکه می دانید این کار گناه هم هست... .

آرزو دختر بیست و چهارساله ای است که خود را از بالای پل حافظ به پایین انداخت و با آرزوهایش برای همیشه وداع کرد...

آرزو با آرزو هایش وداع کرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 21:15  توسط نریمان  | 

اى خدا  HARD  دلم FORMAT  مكن

 

 FILD  مـا را خالى از بركت مـكن


OPTION  غـم را خـدايا ON  مـكـن 


 FILE  اشكم را خدايا  RUN  مكن


 DELTREE  كـن شاخه هـاى غصه را


سـردى و افـسـردگـى را، هـر سـه را

 

 JUMPER  شـادى بيار تا  SET  كنيم


سيستم انـدوه را RESET  كنيم


نـام تـو PASSWORD  درهـاى بهشت


آدرس E-MAIL  سايت سرنوشت


اى خــدا روز ازل  CAD  داشــتـى 


 MOUSE  بود اما مگر PAD  داشتى


كه چـنيـن طـرح 3D  مــى زدى


طرح خود بر روى CD  مى زدى


تـا نـيفـتد BUG  در انـديشـه مــان


تـا كـه ويـروسـى نگـردد ريشـه مـان


اى خــدا از بـهــر مــا ايـمـن فـرسـت


بهـر دلـهاى پـر آتـش  FAN  فرست


اى خــدا حــرف دلـــم بـا كى زنــم

 

 HELP  مى خـواهم كه  F1 مى زنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 21:7  توسط نریمان  | 

Duset daram 10 ta

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 21:0  توسط نریمان  | 

 

B.......................N

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 20:57  توسط نریمان  | 

    

                                       قلب من

     

               

            YYYYYYYYYYYY

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 20:52  توسط نریمان  | 

 

دوستای گلم سلام

در این پست می خوام نامه ی یه پسر بچه ی کوچولو به نام شایان که برای پریسا جونش نوشته رو نشونتون بدم

دیگه سرتونو درد نمیارم این شما و این نامه ی عاشقانه ی باحال......

www.farhadkazemi.blogfa.com   عشق کوچیک و بزرگ نداره

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 20:51  توسط نریمان  | 

mt.hamtaraneh.com

 

دوستت دارم ۱۰ تا

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 18:53  توسط نریمان  | 

از دورها

 چه زیب

Love is power

كاش قلبم درد پنهاني نداشت

چهره ام هرگز پريشاني نداشت

كاش مي شد دفتر تقدير عشق

حرفي از يك روز باراني نداشت

كاش مي شد راه سخت عشق را

بي خطر پيمود و قرباني نداشت

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 18:45  توسط نریمان  | 

عجب تکلیف بی نهایتی است دوست داشتن

وقتی که دیگر نبود          من به بودنش نیازمند شدم

وقتی که دیگر رفت        من به انتظار آمدنش نشستم

وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد

من او را دوست داشتم

وقتی که او تمام کرد       من شروع کردم

وقتی او تمام شد           من شروع کردم

و چه سخت است تنها متولد شدن

مثل تنها زندگی کردن

مثل تنها مردن

....  

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 18:12  توسط نریمان  | 

        دوستت دارم

                                         

          

                               

            

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 18:10  توسط نریمان  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 18:8  توسط نریمان  | 

 

نصیحت از من عزیزان گلم

عشق

به کسي عشق بورز که لايق عشق

 

باشد

 

نه تشنه ي عشق

 

چون تشنه روزي سيراب مي شود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 18:8  توسط نریمان  | 

 

  شب ها

 

می گویند شیشه ها احساس ندارند

                             اما وقتی روی شیشه بخار گرفته ای نوشتم

دوستت دارم

                   آرام گریست...........                          

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 18:5  توسط نریمان  | 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 18:2  توسط نریمان  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 17:59  توسط نریمان  | 

 
 
در بهار زندگي احساس پيري ميكنم.

با همه آزادگي فكر اسيري ميكنم.

بس كه بد ديدم به ظاهر دوستان خوب خود.

بعد از اين بر كودك دل سخت گيري ميكنم.

ميرسد روزي كه بي ما روزها را سر كني.

ميرسد روزي كه مرگ دوست را باور كني.

ميرسد روزي كه بي ما در كنار دفترت.

شعرهاي كهنه را مو به مو از بركني.
 
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 17:56  توسط نریمان  | 

 

اجازه هست؟؟

I LOVE YOU

 

دوستت دارم بی آنکه مرا دوست بداری.دوستت دارم حتی اگر به چشمان خیسم بخندی و بی خیال این باشی که دلم شکسته است.دوستت دارم حتی اگر دلت سنگ باشد.عزیزم باور کن من به تو نیازمندم.مرا باور داشته باش حتی برای یک لحظه هم که شده قلب من را با تمام وجودت حس کن.تا تنهایی دوباره به ویرانه دلم نیامده تو بیا و قاب عکس زیبایت را در انجا بگذار. دنیا رو بد ساختند:کسی را که دوست داری تو را دوست نمیدارد.کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نمیداری اما کسی که تو دوستش داری و او هم تودوست دارد به رسم و آئین هرگز به هم نمیرسند و این رنج است به کدامین جرم حکم صبر برای من صادر شد 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 22:23  توسط نریمان  | 

 

 


تقدیم به شکست خوردگان عشق

اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست

اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست

اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست

اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست

اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست

اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست

پس با تمام وجود فرياد ميزنم  :  دوستت دارم

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 22:20  توسط نریمان  | 

 

یه سبد پر قلب تقدیم به تو

 

خیلی نامردی

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 22:15  توسط نریمان  | 

 

به کدامین جرم...

به جایی می روم که لاله باشد میان لاله ها اسم تو باشد

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 22:13  توسط نریمان  | 

 

ز تنگنای محبس تاریکی

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 22:8  توسط نریمان  | 

 

آره من اونم که گفتم واسه چشم تو دیوونم

اره من قول داده بودم تا تهش باهات می مونم
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 22:7  توسط نریمان  | 

 

رفتی .....

اره من قول داده بودم تا تهش باهات می مونم
 و نه یادی
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 22:6  توسط نریمان  | 

 

Don't wait until it's too late to tell someone how much you love, how much you care. Because when they're gone, no matter how loud you shout and cry, they won't hear you anymore
برای اینکه به یه نفر بگی که چقدر دوسش داری و چقدر برات مهمه، اونقدر منتظر نمون تا اینکه بالاخره دیر بشه. چون وقتی که اون یه نفر بره دیگه مهم نیست که تو چقدر بلند فریاد میزنی و گریه میکنی چون دیگه نمیتونه صداتو بشنوه


Love isn't a decision, it's a feeling. If we could decide who to love, then, life would be much simpler, but then less magical
عشق تصمیم نیست؛ بلکه یه احساسه. اگر ما میتونستیم تصمیم بگیریم که کیو دوست داشته باشیم اونوقت زندگی خیلی ساده تر میشد اما در عین حال جادوی خودش رو هم از دست میداد!

24hrs make a lovely day,
7 days make a lovely week,
52 weeks make a lovely year & knowing a
person like me will make ur life lovely.
24
ساعت یه روز قشنگ رو میسازه
7
روز یه هفته ی قشنگ رو میسازه
52
هفته یه سال قشنگ رو میسازه
و شناختن یه نفر مثل من، تمام زندگیتو دوست داشتنی میکنه

 



+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 22:6  توسط نریمان  | 

 

آنکه دائم هوس سوختن ما می کرد

کاش می آمد و از دور تماشا می کرد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 22:2  توسط نریمان  | 

 

اگه مي تونستم تو دنيا يه چيز ديگه باشم ....

 مي خواستم اشک تو باشم...

که تو چشمات متولد بشم

 روي گونه هات زندگي کنم

و روي لب هات بميرم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 21:58  توسط نریمان  | 

 

عشق یعنی با جهان بیگانه بودن

 عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

 عشق یعنی سجده ها با چشم تر

 عشق یعنی سر به دار اویختن اشک حسرت ریختن

 عشق یعنی در جهان رسوا شدن

عشق یعنی مست و بی پروا شدن

 عشق یعنی سوختن و ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

عشق یعنی انتظارو انتظار

عشق یعنی هر چه بینی عکس یار

 عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی در فراقش سوختن

 عشق یعنی شعله بر خرمن زدن

عشق یعنی رسم دل بر هم زدن

تقدیم به تک حامی اشک هایم حسرت

 چه بی رحمانه از اشکم گذشتی و نترسیدی تمنای وجودم را فقط دیدی فقط دیدی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 21:52  توسط نریمان  | 

پروانه ات خواهم ماند

گفتم: تو شيرين منی...

گفتا: تو فرهادی مگر؟...

 گفتم: خرابت می شوم...

 گفتا: تو آبادی مگر؟...

 گفتم: ندادی دل به من...

گفتا:تو جان دادی مگر؟...

 گفتم: ز کويت می روم...

گفتا: تو آزادی مگر؟...

 گفتم: فراموشم نکن...

 گفتا: تو در يادی مگر؟

وقتي از من پرسيدي عشق چند بخشه؟

يک بار دستم را بالا و پايين بردم و گفتم : يک بخش!!!

 ولي وقتي تو را شناختم فهميدم عشق 3 بخشه:

 آتش تو را ديدن،

 شادي با تو بودن،

 اندوه بي تو ماندن  

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 21:51  توسط نریمان  | 

 

تقديم به کساني که بي هيچ جرمي آهسته تر از ياس به خواب رفته اند ... امشب باران به ميهماني چشمانم آمده ... خسته ام خسته از همه کس و همه چيز حتي از نفس کشيدن... امروز عقربه هاي ساعت حادثه را برايم به تصوير کشيدند ... اکنون من با خاطرات نفس گرفته ات زندگي را با آه سردي مينوازم

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 21:49  توسط نریمان  |